تقریبا 3 پنالتی آخری که پتر چک دریافت کرده ، همه توپ ها به مرکز دروازه زده شده و به نظرم توقع زیادی نیست که انتظار داشته باشیم پترچک با این تجربه از هر 5 پنالتی یکی رو مهار کنه! بعد از تساوی بازی ، عجله در ضربات که در نیمه اول هم وجود داشت تشدید شد که تعداد زیاد شوت های بیرون چهارچوب و شوت های به دقت توی این نیمه کاملا به وضوح همه چیز رو نشون میده 6 شوت از 21 شوت توی چهار چوب بودن و 7 تاشون اصلا به خط عرضی زمین نرسیدن که نشون میده با عجله و بی دقت و صرفا برای رفع مسئولیت شوت زدیم!
و بازی سازی بازیکنای آرسنال و فرار هایی که در نیمه اول داشتیم بخاطر خستگی والکات و ایوبی تعطیل شد هر چه بازی رو به پایان رفت ، استرس بازیکنای آرسنال بیشتر شد و زهر حملات تیم از بین رفت و بالعکس ، تاتنهام خودشو پیدا کرد و بخاطر دوندگی زیاد خط هافبک و کم کاری در پوشش خط دفاعی آرسنال راحت تر حملات رو پایه ریزی میکرد هر چقدر در نیمه اول ، بازیکنای جلوی زمین آرسنال در پرس و تخریب حملات تاتنهام مشارکت میکردن ، در نیمه دوم این مشارکت کم رنگ و کم رنگتر میشد! و توپ گیری های کوکلن و ایووبی کاملا قطع شد و کوکلن توی نیمه دوم هیچ گونه قطع موثر توپ رو نداشت و دوبار دریبل خورد و ایووبی 2 تکل توپ داشت کلا که هر دوتاشون ناموفق بودن برعکس فشار روی ژاکا زیاد شد و 7 بار روش دریبل امتحان شد که فقط یکی از این دریبل ها موفق بود و برعکس نیمه اول که کوکلن 3 بار قطع توپ کرد و ژاکا 2 تا و خوب فعال بودن نیمه دوم همه بار خط هافبک روی ژاکا بود و 3 قطع توپ کرد که توی مقایسه بین ژاکا و موسی دمبله به عنوان بهترین بازیکن زمین و هم پست ژاکا مشخصه که اگه دمبله پنالتی رو برای تیمش نمیگرفت ژاکا با قدرت بهترین بازیکن زمین میشد همونطور که الان بهترین توی ارسنال در بازی با تاتنهام بوده با نمره 7.3
اما در کل تاکتیکی که تا آخر بازی اجرا میکردیم ، باعث شد فشار حملاتمون کم و بیش حفظ بشه و همیشه موقعیت گل برای آرسنال وجود داشته باشه.
تعویض های ونگر:
اگر روند تغییرات تاکتیکی تاتنهام رو در نیمه دوم آنالیز کنیم ، متوجه میشیم که در نیمه دوم ، تاتنهام پشت محوطه آرسنال رو بدست آورد و این کاری بود که آرسنال در نیمه اول کرده بود اما با تعویض به موقع رمسی به جای کوکلین در دقیقه 65 که نشون میده با توجه به اینکه ونگر علاقه ای به تعویض های زودهنگام نداره مشخص میکنه کاملا متوجه مشکل بازی آرسنال شده این قضیه ختم به خیر شد با ورود رمسی (که بازیکن پا به توپی هست) بین محوطه آرسنال و تاتنهام متعادل شد و انتقال توپ از دفاع به حمله برای آرسنال روان تر و سریع تر شد و ایوبی که به شدت خسته شده بود ، جای خودشو به ژیرو داد تا سانچز به پست وینگ بره که این تغییر پستهای الکسیس با توجه به تفاوت های بنیادی وینگ با مهاجم نوک باعث گرفته شدن تمرکز از الکسیس شد و کیفیت بازی رو برای این بازیکن که ذاتا وینگره پایین اورد و همینطور والکات که فوق العاده پر تلاش بود جای خودشو به چمبرلین داد حضور فیزیکی ژیرو در دقایق باقیمانده بازی میتونست فوق العاده تاثیرگذار باشه اما روی فرم نبودن چمبرلین و تکروی های بی مورد و تعلل های بیجای سانچز در پست وینگ ، هیچ توپ سالمی رو به ژیروی آماده نرسوند و چمبرلین توی این مدت با آمار 60 درصد پاس صحیح و دقت بسیار کمش و 3 توپ لو داده شده کاملا در بازی گم بود و به جرئت میگم اگه مربی ای مثل کونته بود و چمبرلین این بازی رو به عنوان تعویض دوم میاورد برای تعویض سوم میکشیدش بیرون!
نکات منفی :
1 شباهت بیش از اندازه بازی ژاکا و کوکلین که تنوع و خلاقیت رو از خط هافبک دفاعی گرفته بود
2 ضعف مفرط دو مدافع میانی آرسنال روی توپ های بلند و حتی توپ های بی خطر که با عدم آرامش از دست میدن و در سه بازی اخیر کاملا مشهود و سرنوشت ساز بوده. و قد کوتاه بودن و عدم سرزنی دفاع های کناری و هافبک دفاعی اصلیمون (کوکلن) باعث بازی کردن همه رقبای ما روی هوا میشه و با اینکه ما سانتر های بیشتری دار بازی با تاتنهام داشتیم ولی تاتنهام از میانگین قدی پایین و عدم سر زنی ما استفاده کرده و 81 بار به صورت پاس های بلند زمینی و هوایی از قبیل عرضی و عمقی بازی رو عوض کرده که 79 درصد صحت پاس داشتن که عدد سرسام آوری برای پاسهای بلند هست...
3 خستگی بازیکنان که به وضوح توی بازی سانچز و کوشیلنی و توی ضریب پایین تری توی بازی اوزیل و موستفی دیده میشه و این خستگی ذهنی کیفیت بازی موستفی و کوشیلینی و هماهنگی مثال زدنیشون رو تحت تاثیر قرار داده بود
نکات مثبت :
1 زیاد شدن تعداد شوت های بازیکنای آرسنال در دقایق مختلف بازی توسط بازیکنای مختلف (اوزیل ، سانچز ، ایوبی ، ژاکا، چمبرلین) که در گذشته این قطعه پازل در سبک بازی آرسنال گم شده بود (16 ضربه به سمت دروازه از آرسنال که 11 تای اون شوت بوده آمار بسیار خوبی رو رقم زده هرچند که به دلیل کم دقتی شوت زنامون موفقیت آمیز نبوده و فقط 40 درصد مجموعه ضربه ها 36.6 درصد شوت ها داخل چهار چوب بودن)
2 سانتر های مناسب در طول بازی که برای بازیکنای مختلف سانچز، والکات یا ژاکا ارسال شد و نشون میده یکی از تاکتیک های آرسنال برای رسیدن به گل ، سانتر از جناحینه (که در گذشته فقط با وجود ژیرو و ولبک این کار انجام میشد اما در این فصل بازیکنای زیادی مثل والکات و سانچز و اوزیل از این روش گلزنی کردن و در این بازی هم ما با اینکه در مجموع توی پاسهای بلند خیلی از تاتنهام ضعیفتر عمل کردیم ولی 26 عدد از 59 پاس بلندمون سانتر بوده)
3 پر تعداد بودن آرسنال در ضدحملات که در فصول گذشته (اگه یادتون باشه) همیشه بخاطر کم تعدادبودن نتیجه ای از ضدحملات نمیگرفتیم اما این فصل در هر ضد حمله حداقل 3 بازیکن آرسنال حضور دارن که این نکته مثبتی به شمار میره (مخصوصا زمانی که میبینیم در دقیقه 31 روی ضد حمله ای که اوزیل و سانچز شروع کردن ، بیرین زودتر از ایوبی و والکات ، اضافه شد)
4 وجود بازیکنایی با قابلیت های کاملا متفاوت روی نیمکت (ژیرو و رمسی) در هر بازی که امکان استفاده از پلن های مختلف رو به تیم میده و در گذشته یکی از مشکلات تیم ، عدم تفاوت چشمگیر در پلن های بازی بود ولی الان از 26 سانتر ما 16 تای اونها در مدت زمان کوتاه حضور ژیرو توی زمین بوده ولی قبل از اون پلن و سبک بازیمون فرق میکرد و تغییر پلن خط هافبک با کازورلا و رمسی (که توضیح داده شد) یا بدون اونها هم به کیفیت بازیمون اضافه کرده
برچسبها: آرسنال, ونگر, arsenal, فوتبال, تاتنهام
برچسب:
نویسنده: آریا حسینی